↶ کیـ✘ـمیـ✘ـا تــــریــــنــ↑ــ خــــاطــــراتــ↯ــ یــ⇕ــکــــ دخــــتــ♚ــر ↷

• خستگی را زندگی کرده ام می خواهم کمی هم زندگی را خسته کنم ! •

کمی شادی را در من حل کن 😏



امروز دوباره پیدا شدی، دوباره پیدایت کردم میان انبوه افکار وآلام در هم پیچیده

دوباره از نو شروع کردمت،دوباره از نو ساختمت اما برای هزارمین بار درست در لحظه ی رفتنت تمامشان بر سرم فرو ریخت

قلبم باور نمیکند مدتهاست که رفته ای و من فقط میتوانم از خاطراتت تو بسازم اما افسوس که سرابی بیش نیست، هر چه میسازم دیگر تو نمیشود...

کاش بار دیگر بیایی

اینبار دیگر آن سرکش دیروز نیستم، بیا تا ببینی قد غرورم چقدر کوتاه و خمیده شده کاسه صبرم لبریز شده کوه منیتم فرو ریخته و سیل اشکهایم جاری شده

بیا که اینبار به استقبالت می آیم با آغوشی از دلتنگی و نگاه تشنه ی دریای شور چشمانت

بیا تا چای شکوفه های بهاری از نو شکفته را درمیان زمستان برایت دم کنم

اینبار که بیایی میخواهم عطر حضورت را در سینه ام حبس کنم تو فقط بیا تا یکبار دیگر برای همیشه تنفست کنم دیگر بازدم نخواهم کرد انقدر نگهت میدارم تا یا بگویی که تا ابد می مانی یا در هوای تو جان خواهم داد

پ ن : پنج شنبه واقعاً حالم دگرگون شده بود اما تونستم یکم خودمو  با دفتر رنگ کردنی مد و طراحی لباس رنگی رنگی سرگرم کنم و بی معرفتی بعضیا رو فراموش کنم !!!

۰ نظر ۱ موافق ۰ مخالف
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
وقتی تو باشی باغی از آلاله اینجاست


یک استکان وقوری وچایی مهیاست


خاموشی سردی وجودم را گرفته


وقتی تو باشی نازنین،اینجا چه غوغاست


وقتی تو باشی قصری ازآیینه دارم


صد باغ جنت پشت آن چشم تو پیداست


یک شب مرا مهمان رویای خودت کن


بی شک شب ومهمانی عشقت مصفاست


درانزوا میسوزم وهیچت خبر نیست


اصلا خبر داری دلم مٵوای غمهاست؟


هرگز نشاید بی تو سر کردن به یک دم


یک لحظه بی یاد تو بودن قاتل ماست





















طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان